تبليغاتX
هولِ دل

هولِ دل

برای دلتنگی ها ودلشوره هایمان

خداى زشت

با عباس هم هيئت بودم. هيئت متوسلين حجت بن الحسن العسكرى.  حاج سيّد عباس قمى هم مسئول هيئت بود كه انزمان-  قبلِ انقلاب- هنوز حاجى نشده بود. اين رفيق ما صداى خوبى داشت و قران رو با صوت دلنشينى قرائت ميكرد. محرّم ها، رمضان ها و شعبان ها، يعنى سه ماهِ سال رو شب و روز تقريبًا همه بچه هاي هيئت با هم سپرى ميكرديم، يكسالي ، توى ماه محرم قرار برر اين شد كه جلوىِ دسته سينه زنى مون ، تعزيه متحركى هم  راه بندازيم. من شدم حضرت زينب و عباس هم نقشش اين بود كه روى يك نردبان كه باصطلاح تابوت ميبايستى قلمداد ميشد، دراز بكشد. پارچه ى سبزى روى عباس و نردبان أنداختيم و من هم پارچه ى كُتل رو كه استوانه اى شكل ميباشد رو مثل پيراهنى برتن كردم. دسته هنوز از كوچه بن بستى كه هيئت در ان واقع شده بود خارج نشده بود كه با خيل جمعيتى كه بيشتر شان دختراى هم سن و سالهاى خودمان بودند مواجه شديم. غير از خواهر و مادر بچه هاى هيئت چند چهره ديگر هم بودند كه اصلأ دوست نداشتيم كه ما رو تو اون وضعيت و سرولباس ببينند. فكرش رو هم نميكرديم. همانطور كه مرتضى چون حارث شلاق بر سر و روى دو طفلان مسلم كه أبى  و اسى 

+ نوشته شده در  جمعه دوم دی 1390ساعت 7:50  توسط فرهاد راد  | 

جه باید کرد در مقابل جیره خوران

براستی چه باید کرد ؟ این جیره خواران که در کوی و برزن مردم را با چاقو، زنجیر، باطوم و مشت و لگد زخمی و یا به شهادت میرسانند راچگونه بایست گوشمالی داد؟

در مرحله فعلی: ۱ با بکارگیری چسب قطره ای در قفل درب خانه اشان یا قفل درب ماشین و یا در محل سویچ موتورشان

۲  انداختن شبنامه در محل مسکونی و یا محل کارشان مبنی بر شناسایی شدن انها به عنوان ضارب مردم

به این ترتیب قدم به قدم وارد فازهای جدید در مبارزه باید شد. اینطور نیست؟  

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم اسفند 1389ساعت 6:58  توسط فرهاد راد  | 

دستپاچه شدن شریعتمدار کیهانچی

این بابا منظورم شریعتمدار کیهانچی است، این بابا میدونید کی وضو میگیره؟ درست قبل از نماز چون برخلاف دوستانش که قبل از اینکه شلاق دستشون بگیرند و شکنجه رو شروع کنند، وضو میگرند. این بابا اگر بخواهد با وضو دست به شلاق، ببخشید - قلم ، بزند وضوش باطل خواهد شد، چون عین ...لا رفتن است. آخه شرم هم خوب چیزی است. اگه قراره ببافی جوری بباف که نخ نما نباشه. آخه فکر کردی همه مردم مانند خودت هستند؟ آی کیو! بد نیست که از کشف جدید حسین آقای دریده مدار مطلع شویم. او اینگونه کشف اش را توضیح میدهد؛ کیهان مورخ امروز: "...از سوي ديگر «جو بايدن» معاون رئيس جمهور آمريكا نيز در يك كنفرانس مطبوعاتي و راديو تلويزيوني ... به درخواست موسوي و كروبي براي راهپيمايي 14 فوريه- 25 بهمن- در ايران اشاره كرده و با ابراز اميدواري نسبت به موافقت جمهوري اسلامي ايران با انجام اين راهپيمايي- بخوانيد كاريكاتوري- گفت؛ «اگرچه در ظاهر، قرار است تظاهرات روز دوشنبه 14 فوريه به پشتيباني از مردم مصر و خيزش سياسي آنها برگزار شود ولي شما -خطاب به سناي آمريكا- مي دانيد كه هدف واقعي آن ابراز ناخرسندي از رژيم اسلامي ايران و اعتراض به حمايت اين رژيم از شورش هاي مصر و تونس است»!"

بابا تو دیگه کی هستی. بخدا خودتی. دانشمند! آی کیو! خوب شد که تو خزینه نبودی که این کشف رو کردی، یعنی خدا به بندگانش رحم کرد چرا که حتما با آن هیکل پوشیده از پشمت که همچون مغزت تکامل نیافته، مانند ارشمیدس از خزینه یهو به بیرون می پریدی که؛ یافتم، یافتم. تیوریسین! آخر خط! هدف واقعی تظاهرات رو خوب گیر آوردی ها ناقلا! نگفتم که مغزی! بابا یه ساله که مردم منتظر یه فرصت هستند که بریزند بیرون و بهتون نشون بدهند، البته اگه نترسید. حالا آی کیو! ممکنه بگی که چه طور میشه این کار رو کرد؟ یعنی اجازه تظاهرات گرفت؟ دست آخر ماکه از همه زودتر شروع کرده بودیم حالا باید بیاییم با محمل پشتیبانی از مردم تونس و مصر درخواست تظاهرات کنیم که شاید اقلا شما کمی خجالت بکشید که نمیکشید، حالا شما انتظار داریدکه این آقایان موسوی و کروبی، بایستی میومدند راست و حسینی خدمت وزارت محترم کشور و درخواست اجازه تظاهرات در مخالفت با شما بگیرند و شما هم بگویید؛ بفرمایید این خیابان و این هم میدان!

حالا از این که بگذریم از این کشف ات نمیتوان گذشت نابغه! که فرمودی با این تظاهرات مردم می خواهند : "... اعتراض(خود را) به حمايت اين رژيم از شورش هاي مصر و تونس است (را نشان دهند)..." آنهم از قول جو بایدن. اینو دیگه خوب اومدی. اینو میگن معلق زدن، اگه گفتی جای دوست کجاست؟

داخل پرانتز از کشفیات خودم است و هیچ ربطی به کشفیات آقای شریعتمداری ندارد

حالا اینجا رو داشته باشید که آقای دریده مداری برای اینکه نشان بدهد مردم چه فرصت طلبانی هستند به چه صورت به تعریف می نشیند. او مینویسد: "...كساني كه روز قدس شعار «نه غزه، نه لبنان» (یادت نره که در ادامه اش گفتیم جانم فدای ایران) سر مي دهند، روز مبارزه با استكبار به نفع آمريكا شعار مي دهند (یعنی گفتیم مرگ بر روسیه)، روز عاشورا به ساحت مقدس حضرت امام حسين(ع) اهانت مي كنند (اتفاقا به ندای سرور آزادگان جواب دادیم و نشان دادیم که اگر حسینی بخواهیم عمل کنیم چه بروزتان خواهد آمد)، وجود مبارك حضرت صاحب الزمان(عج) را انكار مي كنند( آره که انکار میکنیم کسی را که با احمدی نژاد سر یک سفره بنشیند)، از سوي نتانياهو به لقب «بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران» مفتخر!! مي شوند (دروغ که حناق نیست)، اوباما، حمايت مالي، تبليغاتي و تداركاتي از آنها را وظيفه استراتژيك آمريكا مي داند(کیک و کلت مک فارلن یادت رفت)، با منافقين، بهايي ها، سلطنت طلب ها، كومه له، عبدالمالك ريگي، ماركسيست ها، ائتلاف مي كنند(القاعده و اخوان المسلمین را فراموش کردی)، مسجد(ی که از بامش بسیجی ها به روی مردم آتش گشوده بودند را) آتش مي زنند، با قمه به هركه سمت و سوي اسلامي دارد حمله مي كنند(این رو دیگه غاط زدی اوس حسین) و...".

در نهایت او نتیجه گیری می کند: "... موسوي و كروبي به وضوح مي دانند كه مجوز راهپيمايي به آنان داده نخواهد شد. چرا كه آنان اگرچه شناسنامه ايراني دارند ولي در جريان فتنه 88- و موسوي از مدت ها قبل- نشان داده اند، هويتي نه فقط غيرايراني بلكه غيراسلامي دارند، بنابراين بديهي است كه در هيچ كجاي دنيا ستون پنجم شناخته شده دشمن را بخشي از مردم آن كشور تلقي نمي كنند".

و اما "موسوی از مدت ها قبل" بایستی همان مدت ها قبل باشد که در برداشت صحیح از ولایت فقیه، درگیری و یقه گیری بین نخست وزیر موسوی و رییس جمهور خامنه ای پیش آمده بود که آقای خمینی (ره) پشت آقای موسوی در آمد و آقای خامنه ای ولی امر فعلی مسلمین جهان را مدت ها قبل سکه یه پول کرد، مگه نه.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 12:10  توسط فرهاد راد  | 

چرا اجازه تظاهرات نمی دهند

با این همه نیروی حقوق بگیر و یا صحیح تر بگویم مواجب گیرِ٬ با این همه نیروهای ایدیولوژیک ملبس به لباس شخصی یا لباس نظامی، با این همه امکانات ارتباط جمعی چه تلویزیون ضرغامی یا رادیوی دولتی و و و از چند فتنه گر که این گوشه و کنار چون خس و خاشاک می باشند ترس دارند. این نشان را، این رعشه مرگ را باور نداشتم. اکنون باورتان شد که چه حقیرید!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم بهمن 1389ساعت 9:42  توسط فرهاد راد  | 

گزارش بریتانیا از نغض حقوق بشر در دنیا

این گزارش به لحاظ آماری قابل تعمق است، توجه بفرمایید

 

گزارش سالانه بریتانیا از وضعیت حقوق بشر در جهان -١٨ مارس ٢٠١٠


سال ٢٠٠٩ برای حقوق بشر در ایران بدنبال واکنش خشونت آمیز دولت به اعتراضات گسترده به نتایج مورد منازعه انتخابات ریاست جمهوری ماه ژوئن به نخوه خاصی سالی شوم بود. آزادی تجمعات کاهش یافته و معترضین مسالمت جو و فعالان سیاسی تحت بد رفتاری های مکرر و انکار ناپذیر و مستدل قرار گرفتند. هر چند موضوع حقوق بشر در ایران سالها یک منبع مشترک نگرانی و نقد گسترده بوده است، تنبیهات اعمال شده پس از انتخابات تنها موجب منسجم شدن این نگرانی ها و بیشتر بر ملا شدن عدم پایبندی ایران به تعهدات بین المللی اش گردیده است. مردم ایران مصمم به مبارزه در راه حقوق بشر و کسب آزادیهای اساسی که دولتشان به موجب قراردادهای بین المللی متعهد رعایت آنها گردیده می باشند. این واقعیت حاکی از اعمال آزار و اذیت و بازداشت برای مرتکبین این خواسته ها است. جامعه جهانی وظیفه دارد در حمایت از این افراد و در جهت حمایت و ترویج حقوق بشر درهر کجا که مورد تجاوز قرار می گیرد ساکت ننشیند.

ایران عضو چهار عهدنامه اصلی حقوق بشر سازمان ملل متحد است: پیمان بین المللی حقوق مدنی و سیاسی، پیمان بین المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، عهدنامه رعایت حقوق کودکان، و عهدنامه منع و رفع هر گونه تبعیض نژادی. البته ایران در عهدنامه حقوق کودک یک تبصره قانونی گنجانده که بموجب آن هر ماده یا بندی از این عهدنامه که منطبق با حقوق اسلامی نباشد را اجرا نخواهد نمود. ایران سابقه ضعیفی در همکاری با اعضای این معاهدات دارد و علیرغم در خواست های متعدد از سال ٢٠٠۵ هیچکدام از بازرسان ویژه سازمان ملل متحد موفق به بازدید از ایران نشده اند.

انتخابات ریاست جمهوری

شرایط حقوق بشر در ایران در سال ٢٠٠٩ بطور گسترده با واکنش دولت به اعتراضات وارده به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ماه ژوئن دچار محدودیت گردید. فعالیت انتخاباتی شدید میان چهار نامزد رقیب موجب توجه و علاقمندی عظیم و منتج به حضور بسیار وسیع رای دهندگان گردید. در سیزدهم ژوئن رئیس جمهور وقت    محمود احمدی نژاد با فاصله زیادی نسبت به دیگران بعنوان برنده انتخابات اعلام شد که این امر سبب گردید که بسیاری از ایرانیان من جمله سه نفر از چهار نامزد انتخابات ادعای تقلب در شمارش آرا را مطرح نمایند. تظاهرات گسترده ای در سراسر کشور به نفع نامزد اپوزیسیون میرحسین موسوی برگزار گردید که موجب واکنش بیش از اندازه خشونت آمیز نیروهای امنیتی و لباس شخصی های بسیجی حمایت شده توسط دولت گردید. در تضاد آشکار با فضای هیجان آلود نسبتا باز دوران فعالیتهای انتخاباتی، با اعمال زور مفرط توسط پلیس و نیروهای امنیتی برای سرکوب مخالفان ، ایران بسرعت صحنه بروز خشونت و زیر پا گذاشتن سیستماتیک حقوق بشر گردید. در نوزدهم ژوئن رهبر معظم انقلاب طی پیام تلویزیونی خطاب به مردم خواستار پایان دادن به تظاهرات خیابانی و پذیرفتن نتایج انتخابات شدند. اگرچه به نیروهای امنیتی توجه داده شده بود که با خویشتن داری و طبق موازین قانونی رفتار نمایند لیکن از آنجاییکه به مردم هشدار داده شد که در صورت ادامه حضورشان در خیابانها عواقب ناشی به عهده خودشان خواهد بود، چنین به نظر میرسد که به نیروهای امنیتی چراغ سبزی جهت بکار بردن خشونت داده شده است.

منابع رسمی دولت ایران اعلام داشته اند که در نا آرامی هایی که بدنبال انتخابات رخ داده ٣۵ نفر کشته شده اند، لیکن سایر منابع از آمار بیشتری خبر میدهند. در واقع تعداد صحیح کشته شدگان شاید هرگز منتشر نشود. بدنبال ارسال تصاویر ویدیویی لحظه مرگ ندا آقا سلطان ٢٧ ساله توسط اینترنت برای مشاهده جهانیان بعنوان تصویر معترضین معرفی گردید.

در تظاهرات متعاقب آن هزاران هزار دانشجویان، وکلای مدافع، روزنامه نگاران، مدافعین حقوق بشرو اعضای اپوزیسیون بازداشت و زندانی شدند. اغلب بازداشت شدگان بدون هیچ محکومیتی آزاد شدند ولی بسیاری از بازداشت شدگان از داشتن وکیل مدافع مستقل منع شده و وادار به اعترافات ساختگی شدند. در ماه اوت جلسات محاکمه گروهی حدود ٣٠٠ نفر بطور زنده از تلویزیون سراسری ایران پخش گردید، و نهایتاً پنج نفر از متهمین به اعدام محکوم شدند.

گزارشاتی از بدرفتاری و سوء رفتار با زندانیان افشا گردید و در ماه های ژوئیه و سپتامبرپس از افشا ادعاهایی در مورد شکنجه و تجاوز به برخی از زندانیان رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای دستور به بسته شدن بازداشتگاه کهریزک دادند. تاکنون هیچگونه بررسی و گزارش روشن و قابل اعتمادی در مورد این ادعاها انجام و منتشر نشده است. و وضعیت مراکز بازداشت در سرتاسر کشور مهمترین مرکز نگرانی باقی مانده است.  

هنوز تایید جزئیات درباره اینکه چه کسانی بازداشت شده اند، کجا نگهداری میشوند و چرا و تحت چه شرایطی بازداشت شده اند بسیار دشوار است. بخشی از این بی اعتمادی نتیجه محدودیت های بسیار شدیدی است که در مورد آزادی بیان و اطلاعات از جمله کاربری اینترنت و پیامک اعمال میشود. بلافاصله پس از انتخابات، دسترسی به اینترنت، تلفن همراه و سرویس پیامک ها بطور موقت قطع گردید، روزنامه نگاران خارجی از ارسال گزارش منع شده و کارت خبرنگاری بسیاری از آنان توقیف شد، این امر شامل خبرنگار بی بی سی مقیم در ایران، جان لن، و بسته شدن عملی دفتر بی بی سی در ایران گردید. روزنامه نگاران ایرانی بسیاری تهدید شده، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و بازداشت شدند، و خبرنگار ایرانی – کانادایی به نام مازیار بهاری پس از آنکه فیلم بردارش متهم به فیلمبرداری از تظاهرات گردید به مدت ١١٨ روز در زندان نگهداشته شد. بسیاری از روزنامه های اصلاح طلب و وب لاگ ها از جمله روزنامه اعتماد ملی بدلیل انتشار جزئیات تجاوز جنسی و شکنجه زندانیان توقیف گردیدند. پس از سپری شدن شش ماه ارعاب و تهدید توسط مسئولین در تمام جنبه های زندگی سیاسی کماکان ادامه داشته و تظاهرات پراکنده در پایتخت و سایر شهرهای عمده ایران ادامه دارد.

در بدترین برخوردهایی که پس از روزهای پس از انتخابات در ٢٧ دسامبر هنگامی که جمعیت برای برگزاری مراسم مقدس عاشورا و تشییع جنازه آیت الله منتظری گرد هم آمده بودند بوقوع پیوست ١۵ تن از تظاهرکنندگان کشته و بیش از ٣٠٠ نفر بازداشت شدند. یکی از کشته شدگان سید علی موسوی، برادرزاده نامزد ناموفق انتخابات میر حسین موسوی بود. بیان میزان فقدان خویشتن داری توسط نیروهای امنیتی و بکارگیری خشونت شدید در روز عاشورا،روزی که مختص بزرگداشت مذهبی و اندیشه دینی است، مخصوصاً موجب ناراختی شدید است. به منظور ارعاب بیشتر مخالفین، عماد الدین باقی، رئیس انجمن دفاع از حقوق زندانیان سیاسی در ٢٨ دسامبر در ارتباط بافعالیت هایش در زمینه حقوق بشر بازداشت گردید. همچنین دکتر نوشین عبادی، خواهر شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل در ارتباط با فعالیت های حقوق بشری خواهرش بازداشت گردید. هر دوی این بازداشت ها فشار غیر قابل قبولی است بر دو تن از فعالان جسور جامعه مدنی  و وادار به سکوت کردن افراد بیشماری که در ایران به مبارزات خود برای دموکراسی و احترام به حقوق اساسی ادامه میدهند.

رژیم ایران برای شانه خالی کردن از مسئولیت، مرتباً ادعا مینماید که تظاهرات و خشونت به توسط عوامل بیگانه برنامه ریزی و هدایت میشود. ادعای اینکه تظاهرکنندگان به نوعی توسط دولت ها و وسائل ارتباط جمعی بیگانه آلت دست قرار میگیرند بی پایه است و برای آندسته از هزاران ایرانی که شجاعانه در مقابل فشار به حق خواهان آن هستند که رایشان به شمار آید، اهانت تلقی میشود. ما به شدت خشونت اعمال شده بر علیه آنانی که تنها خواهان احترام به آزادی های بنیادینشان هستند را محکوم می نماییم. ما مکرراً به وضوح نگرانی های خود را از خرابی وضعیت حقوق بشر در ایران اعلام نموده و به سختی شانه به شانه شرکا و همفکران خود در جهت تحقق پاسخی قوی به سطح انتظارات اتحادیه اروپا و سازمان ملل تلاش کرده ایم.
 
نگرانی های ما در مورد گزارش حقوق بشر ایران، همانطور که در گزارش سال گذشته ما برجسته و روشن گردید، به حال خود باقی بوده و وضعیت در سال ٢٠٠٩ به بدتر شدن خود ادامه داده است. بسیاری از مفاد قانون مجازات عمومی ایران در جهت تضعیف آزادی بیان و اجتماعات همچنان بکار گرفته میشوند.

بکارگیری بیش از حد مجازات اعدام، شکنجه، کاربرد فزاینده زور، محاکمات و قضاوت های ناعادلانه که موجب تبعیض علیه زنان میشود، عرصه های کلیدی نگرانی بین المللی میباشند.

مجازات اعدام

از سال ٢٠٠۴ تاکنون مجازات اعدام هرساله افزایش داشته است. درصد اعدام شدگان بر اساس بازداشت شدگان در ایران از تمام کشورهای جهان بیشتراست. تعداد اعدام شدگان در سال ٢٠٠٩ ، ٣١٨ نفر تخمین زده میشود که بیش از یکصد نفر از آنان در هفته های بلافاصله پس از انتخابات اعدام شده اند. بسیاری از شرایط حداقل استانداردهای بنیادین برای اعمال مجازات اعدام در ایران در نظر گرفته نمیشود، غالباً زندانی ها بصورت گروهی درملاء عام اعدام شده و یا به روش های غیر انسانی نظیر سنگسار اعدام میشوند. ما از سنگسار شدن ولی آزاد به جرم زنا در ماه مارس عمیقاً شوکه شدیم.

 دولت بریتانیا از اینکه بسیاری از احکام مرگ (اعدام) نتیجه دادگاههایی است که در آنها حقوق متهم رعایت نمی شود نگران است. سی مرد که از اعضای جنبش مقاومت مردم ایران بودند در سی ام ماه مارس در کمتر از ۴٨ ساعت از وقوع انفجار در یک مسجد که دولت بریتانیا نیز آنرا محکوم نمود در زاهدان و در ملاء عام به دار آویخته شدند. این مردان در زمان انفجار در بازداشت بسر میبردند، اگرچه مقامات رسمی اعلام نمودند که آنان «اعتراف» کرده بودند که مواد منفجره را به داخل کشور آورده بودند. سیزده عضو دیگر جنبش مقاومت مردم ایران در ١۴ ژوئیه به دار آویخته شدند.

اجرای مجازات اعدام در مورد محکومیتی که هنگام ارتکاب جرم کمتر از ١٨ سال دارند به موجب میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و معاهده حراست از حقوق کودکان سازمان ملل متحد ممنوع میباشد. ایران یکی از اعضاء این معاهده است لیکن همچنان به اعدام خردسالان ادامه میدهد. از سال ١٩٩٠ سازمان عفو بین الملل مستندات اعدام حداقل ۴۶ نوجوان را در ایران گردآوری کرده است. در بسیاری از موارد محکومین نوجوانان تا رسیدن به سن ١٨ سالگی، سنی که برای اعدامشان برنامه ریزی شده بود، در زندان نگهداری شده اند. مجازات برخی از آنان به درخواست خانواده مقتولین جهت دریافت دیه، بموجب قانون شریعت، به تعویق افتاده است. عده ای از آنان که توانایی بهره بردن از یک چنین انتخابات را نداشته اند نتیجتاً اعدام شده اند.

ملا گل حسن، که در ٢١ ژانویه در کنار ٩ مجرم با سن بالا اعدام شد، اولین مجرم از چهار مجرم نوجوانی است که در سال ٢٠٠٩ به مرگ محکوم شده بود. در اول ما مه دلارا دارابی، ٢٣ ساله، که در سن ١۶ سالگی به مجازات مرگ محکوم شده بود، به دار آویخته شد، و بهنود شجاعی، که در هنگام ارتکاب جرم ١٧ ساله بود در دهم اکتبر، روزی که توسط جامعه جهانی روز مبارزه با مجازات مرگ تعیین شده، اعدام گردید. مصلح زمانی، چهارمین مجرم نوجوانی که در سال ٢٠٠٩ اعدام شد، در هشتم دسامبر همراه با چهار زندانی ناشناس به دار آویخته شد.

نهایتاً به دنبال شفاعت بین المللی، هفت مجرم زیر سن بلوغ موقتاً ا زاجرای حکم اعدام مصون مانده اند، بهر حال آنان همچون ١٣٠ محکوم به مرگ نابالغ دیگر که گمان میرود در ایران در صف انتظار اعدام بسر میبرند در معرض خطر قرار دارند.

دل آرا دارابی: زندانی رنگها

پس از شش سال انتظار در صف اعدام برای جنایتی که بسیاری عقیده دارند او مرتکب آن نشده است، دل آرا دارابی در اول ماه مه در سن ٢٣ سالگی اعدام گردید. حامیان حقوق بشر در ایران و سراسر جهان به طرز خستگی ناپذیری برای آزادی او فعالیت کردند و دل آرا به سرعت به سمبل مجرمین نوجوانی که در ایران در صف انتظار مجازات مرگ قرار دارند تبدبل گردید. اعدام او غیرمنتظره بود. زیرا نه تنها همانطوریکه بموجب قوانین ایران بایستی ۴٨ ساعت قبل از به دار آویخته شدن بطور رسمی به محکوم اطلاع داده میشد و این کار نشده بود، بلکه دو هفته قبل از آن توسط رئیس قوه قضایی به آقای دارابی اطمینان داده شده بود که اجرای حکم بمدت دو ماه متوقف خواهد شد.انتشار خبر اعدام او موجب برانگیخته شدن خشم در داخل کشور و محکومیت گسترده این عمل در جهان گردید. ما علناً اندوه و خشم خود را از بابت مرگ دل آرا اعلام نمودیم و بعنوان بخشی از اقدام همامنگ اتحادیه اروپا سفیر ایران را احضار کرده و این عمل مسئولین ایران را بشدت محکوم نموده و خواستار توقف هر چه سریع مجازات اعدام نوجوانان یکبار برای همیشه شدیم. برای اطلاعات بیشتر به www.savedelara.com  مراجعه کنید.

حقوق زنان

بنا بر آخرین گزارش سالانه نابرابری جنسیتی، در سال ٢٠٠٩  رتبه ایران از ١١۶ به ١٢٨ تنزل داشته است. این گزارش فاصله نابرابری جنسیتی ١٣۴ کشور را با تمرکز بر موضوعاتی نظیر میزان مشارکت اقتصادی، میزان دستیابی به سطح فرهنگی، میزان دارا بودن اختیارات سیاسی و میزان بهداشت و امید به زندگی اندازه گیری نموده است. در ایران وضعیت قانونگذاری داخلی درباره زنان عمیقاً تبعیض آمیز است. بسیاری از مواد قوانین مدنی در زمینه های ازدواج، طلاقريال تابعیت، حضانت کودکان تبعیض آمیز میباشد. از لحاظ قانون مجازات عمومی شهادت دادن زنان معادل نصف شهادت دادن مردان محسوب میگردد و در صورت حوادث منجر به جرح یا مرگ نصف دیه به زنان تعلق میگیرد، و سن تحت پیگیرد قرار گرفتن دختران نوجوان بمراتب از پسران کمتر است.      

در سال ٢٠٠٩ ، گروه های زنان بطور فزاینده ای در فعالیت های مربوط به تغییرات (اصلاحات) فعال گردیدند. جنبش های مختلفی نظیر جنبش یک میلیون امضا، جنبش میدان که جهت برابری حقوق زنان و پایان دادن به مجازات سنگسار فعالیت میکند، به راه افتاد. اگرچه به موازات افزایش استقبال مردم از این دو جنبش، بر شدت ارعاب و فشار به اعضا آنها نیز افزوده گردیده است. در طی در سال ٢٠٠٩ زنان بیشماری دستگیر شده اند و یا به جهت فعالیت غیر خشونت آمیزشان برای کسب حقوق زنان تحت پیگرد قرار گرفته و زنان نقش جسورانه و برجسته ای در اعتراضات پس از انتخابات ایفا نمودند. درنتیجه حداقل یازده نفر از اعضای جنبش یک میلیون امضا برای پاسخگویی به دادگاه های انقلاب فراخوانده شدند. و تعداد بیشتری از اعضا این گروه ممنوع الخروج شدند.

اقلیت ها

در سال ٢٠٠٩ فشار به اقلیت های مذهبی ادامه یافت. این فشارها شامل اذیت و آزار، اعمال تبعیض، ایجاد محدودیت شغلی و اخراج از دانشگاه و دبیرستان میباشد.

گزارش سال گذشته توجهات را به بازداشت هفت بهایی در ابتدای سال ٢٠٠٨ معطوف مینماید. علی الرغم تلاشهای هماهنگ بین المللی دراین باره، این گروه کماکان در بازداشت بسر میبرند. آنها بطور رسمی به یک سری جرائم ازجمله «مفسد فی العرض» متهم شده اند، لیکن هنوز در انتظار محاکمه بسر میبرند. در ماه فوریه دولت ایران تمامی توافقات اداری بهائیان را غیر قانونی اعلام نمود. مبلغین مسیحی غالباً بازداشت شده و کسانی که از اسلام به مسیحیت گرویده باشند در خطر اذیت و بازداشت قرار دارند. درماه مارس دو مسیحی، مرضیه امیری زاده و مریم رستم پور بازداشت شده و به مدت ٢۵٩ روز بدون هیچ اتهامی زندانی شده اند. علی الرغم تلاشهای مکرربرای وارد نمودن آنان به ترک و انکار ایمانشان به مسیحیت این دو زن حتی با تهدید به اعدام این موضوع را نپذیرفتند.

در ابتدای ماه اکتبر دو تن از نمایندگان سنی در کردستان کشته شدند و فشارها بر رهبران مذهبی سکولار در حال افزایش است. همچنین تحمل ناپذیری مذهبی رژیم فشارهایی بر آن دسته گروه های شیعه ای که با قرائت رسمی رژیم از اسلام موافق نیستند افزایش یافته است.

اعضا گروههای اقلیت قومی ایران از اهواز، کردستان، خوزستان، بلوچستان، و ترکمنستان نیز با افزایش سرکوب، ارعاب مواجه شده است. تعداد زیادی از آنها به اتهام به خطر افکندن امنیت ملی در بازداشت بسر میبرند. در روزهای پس از اعلام نتایج انتخابات یک سری اعدامهای دسته جمعی در نواحی مرزی ایران صورت گرفت که به عقیده بسیاری بعنوان علامت هشداری به مردم داخل کشور تلقی میشد. در یازدهم نوامبر احسان فتاحیان، بعد از ده سال زندان در تبعید ودرحالیکه دوران محکومیت خود را سپری کرده بود، توسط یک دادگاه بالاتر به مرگ محکوم و اعدام شد. ما نگرانی خود را به گزارشاتی مبنی بر اینکه فتاحیان طی دوران بازداشت شکنجه شده و نیز به تخلفاتی که طی محاکمه وی صورت گرفته اعلام مینماییم. بسیاری از گروه های اقلیت به اتهام تروریسم، خیانت و اقدام علیه امنیت ملی در صف اعدام قرار دارند.

آزادی بیان

به موجب ماده ١٩ گمان میرود که ایران بیشترین تعداد روزنامه نگار و وبلاگ نویس زندانی را نسبت به سایر کشورها داشته باشد. بخوبی روشن است که دولت ایران در اجرای تعهدات بین المللی اش در حمایت از حق آزادی بیان ناکام بوده است. محدودیت های اعمال شده در زمینه چاپ، نشر و ارسال خبر و بازداشت های خودسرانه و آزار و اذیت روزنامه نگاران و وبلاگ نویسان با شتاب در سال ٢٠٠٩ ادامه یافته و بطرز چشمگیری در دوران پس از انتخابات ماه ژوئن بدتر شده است. قوه قضاییه پیشنهاد نموده که وبلاگهایی که موجب افزایش فحشا و فساد میشوند محکوم به مجازات مرگ شوند. هم اکنون قانون مجازات عمومی دربرگیرنده تعدادی ماده قانونی با مفاهیم گنگ و گسترده ای است که در ارتباط با «امنیت ملی» تعریف شده و طیف گسترده ای از فعالیت ها را که اغلب مربوط به روزنامه نگاری و سخنرانی های عمومی است ممنوع می نماید. بنابر گزارش سال گذشته، حسین درخشان وبلاگ نویس برجسته علی الرغم آنکه رسماً هیچگونه اتهامی به وی نسبت داده نشده در بازداشت بسر میبرند. امید رضا میر سیافی، وبلاگ نویس ٢٩ ساله که بمدت دو سال و نیم به اتهام تبلیغات ضد دولتی در بازداشت بسر برده و در ماه مارس بعلت عدم دریافت کمکهای پزشکی و تحت شرایطی که مبهم باقیمانده، در زندان درگذشت.

علی الرغم تمام اینها نسل جوان ایرانی از لحاظ سیاسی کنجکاو بوده و دارای قابلیت فهم وسایل ارتباط جمعی میباشد و طی سالها تقاضا برای منابع خبری جایگزین بشدت رشد داشته است. تعداد وبلاگهای فارسی زبان در سال ٢٠٠٩ ، یکصد هزار تخمین زده میشود و سایت های اینترنتی نظیر تویتر، یوتوب، و فیس بوک علی الرغم تلاشهای رژیم به مسدود نمودن آنها، نقش قابل توجهی در حوادث بعد از انتخابات بازی کردند. پخش برنامه های تلویزیون بی بی سی فارسی زبان در ماه ژانویه به نیاز شدیدی که به دریافت اخبار و تحلیل ها سنجیده وجود داشت پاسخ داد، و یک میزگرد مهمی برای گفتگو از طریق برنامه های دوجانبه بوجود آورده. علی الرغم تلاشهای انجام شده برای توقف پخش برنامه های این تلویزیون مخاطبین بسیاری را بخود جلب نمود، و در کشوری که محدودیت ها برای آزادی بیان بدرجات اعلا رسیده و مورد تهاجم عمیق قرار گرفته، تاثیر ارائه اخبار سانسور نشده و تحلیل ها و یک میزگرد برای گفتگو قابل توجه میباشد.

کورسوهایی از امید در دفاع از حقوق بشر

علی الرغم خطری که آنان با آن مواجه هستند، مدافعان حقوق بشر، وکلا، و اعضای تشکل های غیر دولتی در ایران مصمم اند برای کسب حقوق و آزادی های اساسی تمام ایرانیان مبارزه نمایند. اگرچه برآورد میزان تاثیر مستقیم بسیار دشوار است، آنها به ما میگویند که فشارهای بین المللی موثر بوده و میتواند در تامین نتایج مثبت در موارد شخصی به آنان کمک نماید. برای دستیابی باین هدف هر زمان که مقدور بوده در مذاکره با مقامات ایرانی توجهاتمان را به مسائل حقوق بشر افزایش داده ایم. ما در طی سال ٢٠٠٩ حداقل در ٧٠ مورد، همراه با شرکای خود در اتحادیه اروپا یا سازمان ملل چنین کرده ایم.

رکسانا صابری، روزنامه نگار که بدلیل خرید مشروبات الکلی و نهایتاً به جاسوسی متهم شد، در ماه مه بدنبال سر و صداهای بین المللی با کاهش محکومیت اولیه هشت سال زندان به دو سال حبس تعلیقی آزاد گردید. مشابه این امر، روزنامه نگار و فیلم ساز مازیار بهاری، که در تظاهرات پس از انتخابات بازداشت شده بود، بدنبال افزایش بین المللی در ماه اکتبر تحت عنوان اقدامات بشردوستانه آزاد گردید. در ماه نوامبر پس از سالها فعالیت توسط خانواده ها و وکلایشان مجرمین نوجوان، صفر انگوتی، مصطفی نقدی، و امیر خالقی مورد عفو قرار گرفته و از صف محکومین به مرگ خارج شدند.

و پس از ماه ها مذاکره فشرده توسط چندین تشکل غیر دولتی و گروههای مذهبی بالاخره مرضیه امیرزاده و مریم رستم پور که به مسیحیت گرویده بودند، پس از ٢۵٩ روز بازداشت از زندان اوین تهران آزاد شدند. در ماه دسامبر مجمع عمومی سازمان ملل برای هفتمین سال متمادی در مورد وضعیت حقوق بشر در ایران قطعنامه ای را به تصویب رساند. تصویب این قطعنامه نشانه روشنی از دل نگرانی های جامعه جهانی است و پیام امیدی را به قربانیان خشونت ها و مدافعان حقوق بشر در ایران ارسال مینماید.

در تمام موارد فوق الذکر، فشارهای بین المللی از سوی دولت ها و همچنین تشکلهای غیر دولتی نقش کلیدی در حمایت از تلاش های ایران در داخل ایفا نموده و نتایج مثبتی را برای نگرانی های فردی تامین مینماید. اینکه یک دولت چگونه به انتقادات ایراد شده در مورد گزارش وضعیت حقوق بشر پاسخ دهد وسیله سنجش مهمی برای میزان پایبندی آن کشور به حقوق بشر تلقی میگردد. لیکن ایران تاکنون از اینکه بطور سازنده ای در این مباحث ورود پیدا کند خودداری نموده است. مقامات ایرانی دولت بریتانیا و اتحادیه اروپا را برای آن چیزی که آنان دخالت در امور داخلی کشورشان مینامند مورد نقد قرار دادند. معهذا ما قویاً معتقدیم که تمرکز نمودن بر روی وضعیت حقوق بشر در ایران یکی از موثرترین راههایی است که میتواند دولت ایران را وادار به پاسخگویی نماید. مهم است که دولت و ملت ایران هر دو بدانند که جامعه بین المللی مراقب است و به حمایت از اصولی جهانی ادامه خواهد داد.   

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 21:4  توسط فرهاد راد  | 

محاکمه دست اندرکاران قتل و شکنجه بازداشتگاه کهریزک

محمد مصدق، قاضی دادگاه :«برخورد قضایی با متهمان به منزله نادیده گرفتن زحمات و خدمات آنها در طول خدمتشان نیست و قصد دادگاه کشف حقیقت و مجازات مجرمان این پرونده است.»

یعنی چه؟ یعنی اینکه با متهم یا متهمین که آب دهان بر مزار شریف پدرشان باد را نه افرادی که زدند، فحاشی کردند، دست و پا شکاندند، به پسر و دختر تجاوز کردند و کشتند بلکه این فرشته قضاوت که هماره وی را با چشمانی بسته تجسم میکردیم این بار چشمانش را باز کرده و جانیان را با مناصبشان خواهد دید. مگر میتوان زحماتی که مرتضوی در بدار کشیدن جوانان وطن کشیده است را از یاد برد؟ مگر میتوان خدمات رادان را در سرکوب به فراموشی سپرد؟ نه هرگز. مگر مغز خر نوش جان کرده باشیم. اگر اینها نبودند که همین قاضی الان خودش در کهریزک بود و منتظر محاکمه در دادگاه ملت شریف ایران بود.

تنها قصد و غرض این دادگاه کشف حقیقت است آنهم با هدف کسب تجربه و شناخت راههای جلوگیری از درز اطلاعات و عوامل برملا شدن اینگونه سوتی هاست و لا غیر.    

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم فروردین 1389ساعت 3:14  توسط فرهاد راد  | 

جرا ترمز برید

آقای خامنه ای جرا با این عجله وارد گود شد؟ آیا کیان حکومت در خطر بود که بدون پرنسیپ های لازمه یک رهبر که بنا بر تعریف ولایت فقاهت مندرجه در قانون اساسی بایستی محل گره خوردن اختلافات یا به عبارت دیگر حبل المتین حکومت است به چه علت اینگونه شتابزده وارد گود شد؟

آقایان ملبس به عبا و عمامه و نعلین اگر شناختی از هیچکس نداشته باشند میتوان به جراّت گفت که نسبت به هم لباسی خود شناخت لازم و کافی را دارند. جناب هاشمی که خود  مهمترین و اصلی ترین شخصیت در فقیه کردن آفای خامنه ای می باشد بیش از هر کس دیگری آقا را میشناسد.  مردی خطاب به پسرش که در جمعی مشغول لاف زدن در مورد مبارزات خود و پدرش بود گفت بگذار انانی که ما را می شناسند بمیرند آنگاه هر آنچه که می خواهی بگو.

جناب هاشمی که فردی هوشمند و پیجیده است صد البته جایی نمی خوابد که آب بزیرش برود. هم مجلس خبرگان رهبری و هم مجمع تشخیص مصلحت نظام که فدرت خلع و انتصاب رهبری یکی از وظایف این دو  می باشد را در تیول قدرت خود نگاهداشته است. و از طرفی نیز میداند که آفا ترمز برید ولی جرا؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم خرداد 1388ساعت 10:24  توسط فرهاد راد  | 

" >
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 14:36  توسط فرهاد راد  | 

مردمی که نمی دانند خوشبخت ترینند

ما واقعا مردمی هستیم  قدرناشناس و بی معرفت و بی لیاقت، چرا که این همه خوشبختی  که در آن بسر می بریم را نه که درک نکرده که انکار آن نیز باعث خوش خوشانیمان نیز میگردد. ما که در آزادترین کشور جهان بسر می بریم و ملکه آزادی هم به این همه ازادی که ما داریم غبطه میخورد و احساس ول معطلی بودن میکند حاضر است با گذاشتن روسری به کشورمان بیاید و صیغه دریده مداری کیهان گردد و تبدیل به ضعیفه آزادی شود که سگش می ارزد به ملکه ازادی بودن در بلاد دیکتاتورها. این که چیزی نیست، بایستی  سویس و بلژیک و سوئد را که در حسرت داشتن ذره ای از دمکراسی رایج در مملکتمان هستند را ببینید که  ۲۴۰حزب موجود در کشورمان چونان خاری در چشم  بابا غوری انان است که بیشتر از ۶ یا ۷ حزب ناقابل ندارند، در رابطه با حقوق انسانها  کشورمان چنان سرامد است که حدود  بار حفوق بشر جلوش لنگ انداخته است. آزادترین مطبوعات در کشور ما هست و ما باز هم به دنبال اخبار کشورمان در پی دیش هایی هستیم که در اتاق هایمان جای گیرد تا از دید هلی کوپترهای ناجا در امان باشد. تنها کشور دنیا می باشیم که جنگ میهنی داشتیم و به همین خاطر تنها کشور آزاده ای هستیم که شهدایمان را در دانشگاههایمان دفن میکنیم. سیستم انتخابات ما منحصر به فرد در دنیا می باشد یه طوری که تمام سیستم های انتخاباتی دنیا انگشت حیرت به دندان میگزند و شورای نگهبانمان اما با غرور و غبغبی پر از باد ناشی از کم دانشی جهانیان در این امر همچنان به کوری چشم همه حاسدان به امر خطیر شبانی مشغول مبادا گرگی در لباس ما گوسپندان درآید. ایا نبایستی لگد پرانی یک اسب درشکه را که درشکه چی برای انکه اسب بیچاره در شلوغی و ترافیک پر رفت و امد رم نکند ناچارا مجبور به زدن چشم بند مخصوصی به دو جانب چشمهای اسب میکند که دید جانبی اسب را کور و فقط  دید مستقیم را برای اسب میسر می کند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 3:37  توسط فرهاد راد  | 

حماس غزه اسرائیل

 کوتاه و مختصر. بهای چه چیزی را کودکان و زنان غزه میپردازند؟ آنانی که دست در این آتش دارند خیلی راحت و بی دغدغه شب را در کنار زن و بچه های خود سر بر بالین می گذارند و صبح نیز قبل از نماز غسلی بجا اورده و بعد از زدن حلیمی و یا کله پاجه ای، خرامان خرامان پشت تریبونهایی که در اختیارشان است می روند و چنان شیونی از دست این اسرائیلٍ لاکردار سر میدهند که گویی با یک مشت گوسپند سخن میگویند. آخه مرد ناحسابی در این عصر آگاهی که بنا بر قران دیگر احتیاج به پیامیری برای آگاهی دادن به خلق الله نیست، مرد باشید بالا بیاورید که آنها بهای بلندپروازی های شما ها را میپردازند و لا غیر. اگه خیلی حالیته برو باغچه خودت را بیل بزن.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم دی 1387ساعت 1:58  توسط فرهاد راد  |